|
کابل فردا آفتابی
قندهار فردا ابر پراکنده
هرات فردا آفتابی
مزارشريف فردا نا معلوم
غزنی فردا ابر پراکنده
جلال آباد فردا احتمال بارندگی
باميان فردا احتمال بارندگی
زرنج فردا آفتابی
ميمنه فردا احتمال بارندگی
مهمترین برنامه ها
تازه ها:
کليد گروپ
ماهیت جنگ مستمر و دشواری صلح واقعی
تهيه شده توسط خالد مجروحدوشنبه 10 دلو 1390 ساعت 10:19
آمادگی به شروع جنگ کاریست نسبتآ آسان ؛ توجیه ادامهء آن تا حدی در مقاطع زمان قابل پذیرش ؛ توضیح عوامل نبرد برای بسا قابل فهم، اما چگونگی گذاشتن نقطه اختتام دلخواه یا فاتحانه بدان برعکس آنچه که تفسیر می شود کاریست خیلی صعب و دشوار. زیرا زمانیکه متخاصمین مجبور می شوند که بشکلی از اشکال از جنگ بدر روند، خودرا در لجنزار گسترده و پیچیدهء شرایط جدید می یابند. در بسیاری مواقع حتا هدف ُگم شده و وسیله و ابزار مبدل به هدف می گردد. خود جنگ در طی زمان مولد اوضاع ناهنجار سیاسی، نظامی، اجتماعی و اقتصادی می باشد. بطور کُل انکشاف مخرب جنگ در یک کشور وضعیتی مشابه به منجلاب بی سر و ته به میراث می گذارد که مدیریت و مهار کردن آن ایجاب اتخاذ تدابیر طویل المدت، مشکل و پُر هزینه می کند. بدتر اینکه گرداب ژرف میراث بازمانده ازجنگ طویل، زمینهء بروز تخاصمات و نبردهای بعدی را مساعد می سازد. افغانستان کشوریست که بدبختانه مانند لابراتوار تاریخ حرب بیش از سه دهه تجارب تلخ و مرگبار، اینگونه جنگها را سپری نموده و هنوز هم به قیمت جان و مال میلیونها افغان می پیماید.
در قبال تغییر روند جنگ ایالات متحده امریکا و متحدین اش در افغانستان از اواخر سال 2010، خبر مذاکرات واشنگتن و طالبان و بالاخره قبولی نمایندگی طالبان در دوحه پایتخت قطر، مرکز توجه اکثر اطلاعات جمعی داخلی و بین المللی قرار گرفته و باقی جریانات عمده سیاسی و اقتصادی کشور را تحت شعاع قرار داده است. بطور مثال، گسترش ساحه کشت مواد مخدر از 14 به 17 ولایت، تولید مقدار 5800 تن خشخاش و تریاک و افزایش % 133 تولید تریاک درسال 2011 عکس العمل جدی و مهمی در پی نداشت. این خبر تکان دهنده در راپور اداره مبارزه با مواد مخدر سازمان ملل متحد منتشر گردید.
در حالیکه روی صحنهء سیاسی هدف تلاشها برای مذاکرات با طالبان و مصالحه با دیگر مخالفین مسلح را رسیدن به صلح می خوانند، در ساحهء نظامی از سال 2011 بدینسو خروج قطعات رزمی ناتو و ائتلاف جریان دارد. 10 هزار سرباز امریکایی سال گذشته و 22 تا 23 هزار تن دیگر قواه محارب شان طی سال جاری 2012 افغانستان را ترک خواهند کرد. متباقی نیروهای نظامی ناتو و متحدین امریکا نیز بنوبه، اجندای اخراج تدریجی قطعات اعزامی خودرا تا سال 2014 تدوین کرده و به مُنصه عمل قرار می دهند. اما سوال در این است که با پیشبرد راهکردهای نامتجانس و اظهارات ضد و نقیض هم سیاسی و هم نظامی چگونه می توان به رسیدن صلح واقعی مطمئن شد ؟ آیا مراد از صلح و تفاهم امریکاییان و متحدینش با مخالفین مسلح درگیر جنگ، همان صلح واقعی و پایداریست که قاطبه باشندگان افغانستان می خواهند ؟ به عبارت دیگر صلحی که عملآ ضامن ثبات دوامدار، وحدت و رفاه ملی، استقلال و حاکمیت واحد ملی سرزمین افغانان باشد ؟ صحت این سوال با مشاهدهء تطبیق پالیسی ایالات متحده امریکا در قبال مسئله افغانستان که استوار بر مثلث کج و معوج مبارزه، مذاکره و احیای اقتصاد است، بیشتر قوت می یابد. در سفر موَرخ 20 اکتوبر 2011 هیلری کلینتُن وزیر امور خارجه امریکا بکابل محتوای این راهبرد سه ضلعی واشنگتن به وضاحت شرح گردید.
بارک اوباما رئیس جمهور امریکا ضمن سخنرانی خود در کنگرس بتاریخ 25 جنوری اذعان داشت که جلو پیشروی طالبان گرفته شده و طالبان دیگر شکست خورده اند. فلهذا زمینهء خروج قواه امریکا مساعد شده است. راپور سالانه ناتو و ایساف چون تصدیق این گفتار هم ادعای کاهش % 8 حملات و خشونتهای طالبان در سال 2011 را دارد. در حالیکه چند هفته قبل معاون رئیس جمهور امریکا، جو بایدن گفته بود که طالبان دشمنان امریکا نیستند. اگر از سوی سران سیاسی واشنگتن بعوض جنگ حرف از مذاکره و مفاهمه با طالبان می زنند، از سوی دیگر تآکید بر پیش شرطهای چون قطع علایق با شبکه بین المللی تروریزم (القاعده)، ختم خشونت و مبارزهء مسلحانه، قبولی دولت، قانون اساسی و دست آوردهای مدنی ده سال اخیر می ورزند. طالبان نیز بنوبهء خود با وجود پذیرفتن دفتری در قطر وباب مذاکرات با امریکا بخصوص در بارهء رهایی اسرآ، اعلام کردند که به فشار و جنگ علیه نیروهای خارجی ادامه می دهند.
در دوحهء قطر از روال ابتکار و پیشبرد مذاکرات امریکا با طالبان چنین بدر آمد که هم حکومت افغان به رهبری حامد کرزی و شورای عالی صلح و هم پاکستان به حاشیه رانده شدند. انتخاب مقر نمایندگی طالبان در قطر خواسته تا حدی از میزان تآثیر مستقیم پاکستان بر طالبان بکاهد. در زمانیکه روابط واشنگتن با اسلام آباد هنوز تیره و متشنج است و در بُن بست بنظر می رسد، سفرهفتهء گذشته مارک گراسمن نماینده خاص امریکا در افغانستان بیشتر تلاشی بود برای جلب اعتماد و سهیم ساختن کابل در پروسه مذاکرات دوحه. به باور بعضی تحلیلگران سیاسی، بنحوی خواسته شده به کابل هم اعاده حیثیت شود. متعاقبآ در بیانات رسمی مقامات امریکا، ناتو و بخش سیاسی سازمان ملل متحد، تآکید اشد به افغانی بودن روند صلح می شود. مسئولین سیاسی فوق الذکر اصرار می ورزند که تنها افغانان هستند که در سرنوست آیندهء افغانستان تصمیم می گیرند.
متآسفانه حینکه از ماهیت، شفافیت و زمان عملی شدن صلح سخن بمیان می آید، به مردم موَجز و اسرارآمیز رسانده می شود، صلح کاریست خیلی دشوار و برای رسیدن به آن باید مراحل طولانی و خیلی پیچیده یی را پیمود ! امروز که امروز است، در ترازوی جنگ و صلح، هنوز پلهء جنگ سخت و خونین، سنگینی میکند. به امید روزی که صلح واقعی و وزمین، این ترازوی اضداد مرگبار را واژگون سازد و فقط و تنها صلح معیار ارزش زندگی وطن ما باشد !






