کليد گروپ
کابل فردا آفتابی
قندهار فردا آفتابی
هرات فردا آفتابی
مزارشريف فردا ابر پراکنده
غزنی فردا آفتابی
جلال آباد فردا آفتابی
باميان فردا آفتابی
زرنج فردا آفتابی
ميمنه فردا ابر پراکنده
مهمترین برنامه ها
کليد گروپ
اهداف پشت پرده روسيه در کمک به حل مشکلات
تهيه شده توسط رضا حسیني از بنیاد سیناشنبه 06 سنبله 1389 ساعت 15:08
هدف از شركت و مذاكرهء رئيس جمهور كرزي در نشست چهارجانبهء شهر سوچي در روسيه، و ديدارهاي رسمي وي با همتايانش، مشاركت منطقوي خوانده شده است.
اين دومين نشست ميان چهار كشور افغانستان، روسيه، تاجكستان و پاكستان مي باشد كه به هدف تحكيم روابط و مشاركت بيشتر در امور مشترك فيمابين صورت مي گيرد.
محور اصلي اين مذاكرات را چگونگي مبارزهء مؤثر با تروريزم كه مشكل هر چهار كشور است شكل داده و در مورد مبارزه با صدور مواد مخدر از مسير اين كشورها نيز بحث و تبادل نظر صورت گرفت.
پيشنهاد ديگر روسيه در اين اجلاس كه تفاوت آن را با مذاكرات قبلي مشخص نمود، بازسازي و از سرگيري مجدد پروژه هاي اقتصادي، همچون درهء سالنگ در افغانستان از جانب اين كشور بود كه قبلا توسط اين كشور به اجرا گذاشته شده بود. گفته مي شود اين پيشنهاد نيز در راستاي تحكيم روابط بيشتر و مشاركت گسترده تر اين كشور در امور سياسي و اقتصادي افغانستان صورت گرفته است.
همچنين مقام هاي روسي وعده داده اند كه براي پيشبرد بهتر مبارزه با تروريزم در افغانستان سامان آلات و طياره هاي جنگي نيز به دولت افغانستان كمك خواهند كرد.
بدون شك مشاركت منطقوي و تحكيم روابط سالم و سازنده با كشورهاي منطقه و همجوار، نقطهء عطف و مثبت در بهبودي وضع كشور و تحكيم ثبات در منطقه مي باشد، همانگونه كه در گذشته نيز به اثبات رسيده است كه سياست هاي مثبت يا منفي كشورهاي همجوار بيش از هر قوت سياسي ديگري مي تواند در اوضاع افغانستان تأثير خوب يا بد داشته باشد. اما نبايد از ياد برد روسیه که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، نفوذ گذشتهء خود را در منطقه از دست داده، در تلاش است تا قدرت منطقوي خود را بازيابد. اين اعلام آمادگي ها نيز به اين هدف صورت مي گيرد كه حضور و نقش خويش را در افغانستان كه آخرين نقطهء اوج قدرت شوروي سابق بود بيشتر نمايان سازد. از طرف ديگر روسيه يك شريك استراتژيك با كشورهاي هم پيمان در مسئله افغانستان نبوده و سياست هماهنگ با آنها را دنبال نخواهد كرد.
لذا آنچه در اين ميان قابل تأمل بوده و نيازمند دقت و احتياط بيشتر از جانب دولتمردان كشور است، درنظرداشتن نوع برقراري روابط با كشورهايي همچون روسيه درعين داشتن شركاي سياسي غربي حاضر در صحنهء افغانستان مي باشد. به اين معنا كه ايجاد ارتباط با روسيه به گونهء باشد كه همخوان با منافع ملي بوده و همساز با پاليسي ديگر شركاي سياسي باشد.
برهمگان واضح است كه روسيه تفالهء يك ابر قدرت بزرگ شرق است كه زخم هاي فروپاشي آن از جانب افغان ها تا هنوز در تن اين جسم تبدار وجود دارد. از اين رو هراس از اين مسئله وجود دارد كه اين كشور بخواهد بار ديگر بستر قدرت سياسي خويش را در افغانستان فراهم آورده و در صدد اتخاذ جايگاه استراتيژيك در سكوي سياست منطقه باشد. چرا كه روسيه منحيث يك قدرت باقيمانده از شوروي سابق هيچگاهي نمي خواهد نقش بارز خويش را حد اقل در جايگاه كنوني اش از دست بدهد.
بنابراين، اين مسئله بي تأثير در چگونگي برقراري روابط افغانستان با حاميان عمدهء بين المللي اش از ميان ممالك غربي نيست. يعني به هر اندازه كه نقش كشورهايي چون روسيه و ايران در افغانستان برجسته گردد، به همان اندازه مشكلاتي را در خصوص برقراري روابط افغانستان با قدرت هاي مهم ديگري از جمله ايالات متحده امريكا كه رقيب ديرينهء سياسي روسيه به حساب مي آيد، خلق خواهد كرد.
درچنين وضعيتي هرگونه كانال سياسي كه در روابط افغانستان با كشورهاي منطقه باز مي شود، زمينهء نفوذ ويروس هاي سياسي را نيز با خود دارد. لذا مي طلبد تا دولت افغانستان با احتياط بيشتر و نصب فلترهاي سياسي مستحكم تري در اين زمينه اقدام نمايد تا آسيب هاي احتمالي در صحنهء سياسي كشور كمتر شود.
بطور مثال، امروزه با حضور دو كشور هند و پاكستان در كشور، در بسا موارد افغانستان به صحنهء رقابت هاي سياسي اين كشورها مبدل شده و خسارت اين دشمني ها را مردم افغانستان متحمل مي شوند.
اين احتمال ناخوشايند در تحكيم روابط سياسي و اقتصادي با روسيه نيز مطرح است. لذا لازم است تا سياست خارجي كشور در قبال اين گونه مذاكرات و تصميم بر اجرايي شدن و پيگيري آن با اقدامات پيشگيرانهء همراه گردد كه در نتيجهء تضادها و اصطكاكات بوجود آمده ميان قدرت هاي حاضر در كشور، قرباني آن را ناخواسته مردم افغانستان متقبل نشوند.
در مجموع، اين احتياط به اين دليل لازم وضروري است كه متأسفانه سياست خارجي كشور همواره بصورت منفعلانه و واكنشي اتخاذ شده و مدام در مقابل پيشنهاد كشورهاي ثاني بسترساز اعمال مقاصد آنان گرديده است. درحاليكه مي بايد دولت افغانستان در مورد هرگونه پيشنهاد مشاركت منطقوي و بين المللي چارچوب و طرح همكاري را مشخص نموده و در واقع اصول حاكم بر چگونگي همكاري را جانب افغانستان تعيين نمايد.
اين امر خواهد توانست اهداف پشت پردهء سياسي را در روابط فيمابين روسيه و افغانستان نيز آشكار ساخته و نقش افغانستان در روابط فيمابين را از حالت منفعلانه خارج ساخته و آن را فعال سازد.
تنها دراين صورت است كه مي توان بر تمثيل واقعي مشاركت سياسي در تعامل ميان دو كشور اطمينان حاصل نموده و پيامد اين مشاركت ها را سازنده پيش بيني نمود.






